رازهای سر به مهری که در ایستگاه های قطار دفن شدند

امتیاز دهید:
6 کاربر امتیاز داده اند | امتیاز: 3.2 از 5 رازهای سر به مهری که در ایستگاه های قطار دفن شدند

برای عاشقان داستان های جنایی داستان قتل در قطار اورینت اکسپرس آگاتا کریستی یکی از مهیج ترین داستان های تاریخ است. شکی نیست که این تم قطار است که بر هیجان داستان آن می افزاید. اما در دنیای واقعیت نیز کم نیستند اتفاقات عجیبی که محل روی دادن آنها یک قطار در حال حرکت یا یک ایستگاه قطار بوده است. شاید همین نیز باعث شده بود تا کریستی رشته خیال خود را در دهه 30 میلادی به قطار بکشاند. قاصدک 24 این بار سری به اتفاقاتی زده که به گونه ای به قطار مربوط می شده و نامشان در تاریخ با رمز و راز و وحشت گره خوره است.

از ریل خارج شدن قطار sunset limited


در 9 اکتبر 1995 یکی از قطارهای آمتراک که تحت عنوان سان ست لیمیتد شناخته می شد، در حال حرکت از لس آنجلس به میامی بود. در ساعت حدود 1:40 صبح که قطار از روی یک پل راه آهن در یک بیابان دورافتاده در آریزونا عبور می کرد، ناگهان از ریل خارج شد. در اثر این اتفاق چهار واگن قطار، 9 متر به دره سقوط کردند. یکی از مهمانداران قطار به نام مایکل بِیتس در این حادثه کشته شده و 100 نفر دیگر نیز زخمی شدند.

رازهای سر به مهری که در ایستگاه های قطار دفن شدند
بلافاصله پس از این حادثه آشکار شد که اتفاق عمدی بوده و 29 میخ از ریل های قطار جدا و منجر به تغییر مسیر آنها شده است. بررسی صحنه نشان می داد که مجرم دانش کافی در مورد خطوط راه آهن داشته است. در حقیقت روش به کار رفته در این حادثه بسیار مشابه یک اقدام خرابکارانه دیگر در سال 1939 بود که منجر به از ریل خارج شدن قطاری به نام شهر سانفراسیسکو در بیابان های نوادا و مرگ 24 نفر شده بود. گمانه زنی ها حکایت از این داشت که چاپ یک مقاله در مورد حادثه قطار شهر سان فرانسیسکو درست قبل از این اتفاق در یک روزنامه تخصصی قطار، جرقه این حرکت توسط فرد خرابکار بوده است.

تیم جستجو در صحنه حادثه 4 کپی دست نویس از یک نوشته را یافتند که در آن مسئولیت این حادثه به عهده گرفته شده بود. این نوشته ها که امضایی با عنوان پسران گشتاپو پای آنها بود، به انتقاد از اقدامات اف بی آی و اِی تی اِف پرداخته بودند. با این حال و پس از گذشت سال ها، کارشناسان به دنبال هر گونه مدرکی برای اثبات وجود این گروه بوده و هویت خرابکار نیز همچنان ناشناس باقی مانده است.

قتل راشاون برازِل Rashawn Brazell


در صبح 14 فوریه سال 2005 میلادی گزارش شد که یک شهروند 19 ساله بروکلین به نام راشاون برازل سر هیچ یک از قرارهای خود ظاهر نشده است. شاهدان بعدها گزارش کردند که وی را بیرون آپارتمانش در ساعت 7:30 صبح دیده اند که در را به روی فردی ناشناس باز کرده است. وی چند دقیقه بعد نیز همراه مرد ناشناس در حال وارد شدن به ایستگاه متروی گیتس اَونیو رؤیت شده بود. همچنین برخی گزارش های تأیید نشده نیز از وجود دو مرد در ایستگاه متروی نوستراند اونیو در روز بعد حکایت داشت.

رازهای سر به مهری که در ایستگاه های قطار دفن شدند
در ساعات اولیه صبح 17 فوریه، کارگران مشغول به کار در ایستگاه نوستراند اونیو دو کیسه را در نزدیکی ریل های قطار پیدا کردند که یکی از آنها حاوی تعدای ابزار و چند وسیله آغشته به خون و کیسه دیگر نیز حاوی تکه هایی از بدن راشاون برازل بود.
در چند روز آینده تکه های بیشتری از بدن مقتول در کیسه های زباله در یک منطقه بازیافت پیدا شد، اما سر او هرگز پیدا نشد. بررسی های پزشکی به این نتیجه رسیدند که برازل تا دو روز پس از مفقود شدن خود زنده بوده و احتمالا پیش از مرگ خود شکنجه شده است. دلیل مرگ اما همچنان برای پلیس حل نشده باقی ماند. با این حال سرنخ های کوچکی که از کیف حاوی ابزار به دست آمده بود، نشان می داد که ابزارها متعلق به کارکنان مرکز حمل و نقل متروپولیتن است. از آنجایی که جسد نیز در ایستگاه مترو یافت شده بود، این فرض که قاتل از کارکنان این بخش است، بیشتر تقویت شد. اگرچه هنوز پس از سال ها این پرونده عجیب حل نشده باقی مانده است.

قطار ارواح سنت لوئیس


در یک قرن گذشته دهکده ساسکاتچوان در سنت لوئیس به خاطر پدیده ای ماورای طبیعی به نام قطار ارواح مشهور بوده است. شاهدان بر روی یک خط آهن که در خارج از دهکده قرار گرفته؛ چیزی را دیده اند که به نظر نور یک قطار می آید. نوری که از فاصله ای دور و از یک مکان ناشناس ظاهر شده و به سمت آنها می آید. این نور معمولا با یک نور قرمز کوچک تر همراه می شود و هر دو نور ناگاه و پیش از رسیدن به گذرگاه ناپدید می شوند.

رازهای سر به مهری که در ایستگاه های قطار دفن شدند
بر اساس یک داستان محلی طی یک حادثه یکی از سوزنبانان این خط راه آهن پس از برخورد با قطار سر خود را از دست داده بود. به همین دلیل مردم اعتقاد داشتند که نور سفید نشان دهنده قطار و نور قرمز نیز نماد فانوسی بود که توسط روح سوزنبان حمل می شد. اگرچه این خط آهن برای مدت سی سال است که دیگر مورد استفاده قرار نمی گیرد، مردم هنوز این نورهای مرموز را می بینند.

اخیرا دو گروه از دانش آموزان این منطقه تلاش کردند تا به عنوان بخشی از یک پروژه کلاسی، این راز سر به مهر را کشف کنند. آنها در نزدیکی این خط آهن منتظر ماندند در حالی که پدر یکی از بچه ها نور چراغ ماشین خود را از چند جای مختلف و از فاصله دور روشن و خاموش می کرد. وقتی که ماشین در نقطه ای مرتفع در یک بزرگراه به فاصله 8 کیلومتر بود، نورهایی مشابه نورهای مرموز مشاهده شد. آنها بعدا این فرض را مطرح کردند که نورهای وسایل نقلیه به واسطه یک پدیده نوری به نام انکسار یا شکستگی نور تقویت شده است.

روح ویلیام تِریس


در نوامبر 1955 جک هایدن که یک فروشنده بلیط قطار در ایستگاه قطار کوونت گاردن لندن بود، در حال بازگشت از کار خود با مردی در لباس مجلل برخورد کرد که دستکش بر دست و شمع در دست داشت. بعد از اینکه هایدن دروازه را باز کرد تا مرد خارج شود، او ناگهان ناپدید شد. این صحنه چهار روز بعد نیز تکرار شد اما این بار همین که هایدن شروع به صدا کردن وی کرد، او از نظر ناپدید گشت. این اتفاق وقتی عجیب تر شد که دو نفر دیگر نیز این شبح مرموز را دیدند. وقتی هایدن به توصیف چهره شبح مرموز برای مردم شهر پرداخت، به مردی به نام ویلیام تریس رسید که یکی از مشهورترین هنرمندان اواخر قرن نوزدهم میلادی بود.

رازهای سر به مهری که در ایستگاه های قطار دفن شدند
در طول دو دهه بعد نیز بارها چهره ای مشابه تریس درون ایستگاه قطار کوونت گاردن رؤیت شده بود. به علاوه مردم محلی عقیده داشتند که روح تریس در نزدیکی سالن نمایش آدِلفی نیز دیده شده است. داستان مرگ تریس از این قرار بود که وی در یکی از شب های دسامبر 1897 در حال بازی روی صحنه بوده که توسط یکی از همکاران خود به نام ریچارد آرچر با ضربات چاقو به قتل می رسد. آرچر بعدها دچار مشکلات روانی تشخیص داده شده و به تیمارستان فرستاده می شود. وی تا چهل سال بعد نیز در تیمارستان به بازی روی صحنه ادامه داد.

در آن زمان بسیاری از مردم احساس کردند که آرچر قسر در رفته است. شاید به همین دلیل بود که روح نا آرام تریس به لندن بازگشته بود. اگرچه در زمان حیات تریس ایستگاه قطار کوونت گاردن هنوز وجود نداشت، این فرضیه مطرح شده بود که بازگشت او به این مکان از آن رو بود که این ایستگاه در محل نانوایی مورد علاقه او ساخته شده بود.

حوادث خطوط راه آهن ژاپن


در تابستان 1949 شهر توکیو شاهد سه حادثه مرموز در خطوط ملی راه آهن ژاپن بود. مدیر خطوط ملی راه آهن بلافاصله پس از روی کار آمدن هزاران نفر از کارکنان آن را اخراج کرد که بسیاری از آنها اعتقاد داشتند به خاطر ارتباط شان با حزب کمونیست از کار اخراج شده اند. در روز 5 جولای شیمویاما، مدیر کل راه آهن، در راه بازگشت به محل کار خود ناپدید شده و روز بعد جسد متلاشی شده اش در نزدیکی خط آهن پیدا شد. هر چند پلیس امکان تأیید این موضوع را نداشت که مرگ او خودکشی بوده یا قتل، ده روز بعد یکی از قطارها به صورت تعمدی به ایستگاه قطار میتاکا برخورد کرد که شش کشته و 20 زخمی بر جای گذاشت

رازهای سر به مهری که در ایستگاه های قطار دفن شدند
ده نفر از اعضای اتحادیه خطوط راه آهن ژاپن بعدها به عنوان مظنونان اصلی این حادثه معرفی شدند. در حالی که مقامات مسئول معتقد بودند که این حوادث در تلافی اخراج های اخیر بوده است. اما تنها یکی از مظنونان به این اقدام اعتراف کرده و در دادگاه مورد محاکمه قرار گرفت. در 17 آگوست نیز یکی دیگر از قطارها در نزدیکی ایستگاه قطار ماتسوکاوا، یکی از ایستگاه های قطار ژاپن؛ از ریل خارج شده و منجر به مرگ سه تن از خدمه شد.

ناپدید شدن رابین پوتنام


در سال 2012 رابین پوتنام دانشجوی 25 ساله دانشکده هنر کالیفرنیا سوار بر یکی از قطارهای آمتراک برای دیدن خانواده خود عازم کلرادو شد. در ساعت 3 صبح قطار در یکی از ایستگاه ها در سالت لیک سیتی برای مدت 25 دقیقه توقف کرد. اما وقتی قطار به مقصد خود رسید، از رابین در آن خبری نبود. همه وسایل همراه او از جمله کیف پول، روزنامه و لپ تاپ هنوز روی صندلی او بودند، اما از خود او هیچ خبری نبود.
این احتمال وجود داشت که او در حین توقف از قطار پیاده شده باشد، اما اینکه پس از آن چه اتفاقی برای او افتاده بود، هنوز معلوم نبود. هر چند او پیش از سفر رفتارهای عجیبی از خود نشان داده بود و حتی از کار نیز اخراج شده بود، در قطار عادی به نظر می آمده است. این فرض وجود داشت که رابین گم شده باشد، اما دو ماه بعد مردی با مشخصات او در یک ویدئو در یک رستوران دیده شده بود.

رازهای سر به مهری که در ایستگاه های قطار دفن شدند

منبع: listverse.com

مقالات مرتبط:


قطارهایی که هندی ها را به مقصد می رسانند

طولانی ترین ریل های دنیا از کدام کشورها می گذرند؟

لذت انتظار روی نیمکت زیباترین ایستگاه های قطار جهان